تبليغاتX
غروب نکن

غروب نکن

HERE IS EGHLID AND I LOVE YOU_IRANIAN CONTEMPORARY POETRY

 

آآآآآآآآآآآااخی

 

رباعی (۲)

(۱)

آن روز پسر چقدر تنها شده بود

او ساده ترین مرد غزلها شده بود

بعد از دو سه تا نگاه شیدا به شما

بانوی بهار! مشت او وا شده بود

 

***

(۲)

زیبایی چشم زن که او را می برد

آن لحظه پسر توی نگاهش می مرد

زن رفت و پسر ماندو غزل ، با یک بغض-

یک قطره که روی گونه اش سر می خورد!

محمد کاظم محمدی - سروش


+ نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


 خدای شعرِ من

چقدر اسم تو زیبا به شعر می آید

شبیه غربت دریا به شعر می آید

همیشه در دل چشمان من بیا بنشین

که چشم، چشمِ تو غوغا به شعر می آید

تو را به شعر نوشتم ولی نمیدانم...

...چرا نگاهِ تو هرجا به شعر می آید؟

خدایِ شعرِ منی تو، به خاطرِ اینکه...

...همیشه نام تو تنها ، به شعر می آید

قسم به چشم سیاهت بیا کنارم باز

که خنده های تو حالا به شعر می آید

به لحظه لحظه سرودن همیشه می گویم...

...چقدر اسمِ تو ...... به شعر می آید!

محمد کاظم محمدی

09179512422


 

+ نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


 

نشانی از تهمت

 

مرا به خاطره ها با خودت ببر بانو

 

بیا به جذبه ی آن شب ببر سفر بانو

 

همان شبی که نگاهت غزل به لب می داد

 

همان شبی که من و تو چه بی خبر بانو...

 

...کنار هم به تکاپوی صد غزل رفتیم

 

و جنگلی پر از احساس بی تبر ، بانو

 

اسیر ثانیه های کنار هم بودیم

 

رفیق جاذبه های پر از خطربانو 

 

 ***

وبعد پچ پچ مردم ... نشانی از تهمت

 

سپس نصیحت بابا، و گوش کر بانو

 

سپس تو رفتی و بعد از گذشتنت گم شد

 

میان نعره ی فریاد ، یک پسر... بانو

 

 

محمد کاظم محمدی ( سروش )

 

همراه : ۰۹۱۷۹۵۱۲۴۲۲


+ نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


 

635779aeca5vflcb.gif

1132735gc04wawhhy.gif1132735gc04wawhhy.gif1132735gc04wawhhy.gif1132735gc04wawhhy.gif1132735gc04wawhhy.gif1132735gc04wawhhy.gif1132735gc04wawhhy.gif1132735gc04wawhhy.gif1132735gc04wawhhy.gif1132735gc04wawhhy.gif1132735gc04wawhhy.gif

شهوت کلمه ی بدی نیست! خوب نگاه کن تا خوب ببینی!

شعرِ بودار

امشب دوباره بیت هایم بویِ بد دارد

بویِ کثافت...یا تعفّن...یا جسد دارد

اِی شاعران سکه ای!-اِی پاچه خواران که...

...دریای دلهاتان همیشه جذرومد دارد!

دیگر بس است این چارچوبِ سخت و سنگیتان

این حرف های آجری ، قانون سد دارد

تصمیمِ کبری بس...! و دارا نه و سارا نه

دیگر نه مردی تویِ دستش یک سبد دارد

پروانه بس...بت بس...شراب و شمع و شربت بس

این واژه های غُربتی هم مُهرِ رَد دارد

از حرف ها...از واژه هاتان سخت بیزارم

این شعر های زورَکی میلِ لَگد دارد

این واژه هارا کرم خورده... کهنه و پیرند

تف کن تو دیگر حرف هایی که سند دارد

شهوت-لجن... این واژه ها خوبند اِی شاعر

از چشمِ تو این حرف ها تعبیرِ بد دارد

معیار سنجش بر مدار صفر می گردد

هرجا که مشتی مردمِ کوتاه قد دارد*

تو شاعری با شعر های کُنتراتی!...ها!

شعر من از چشم شما ، حبس ابد دارد

من کافری با صد خدای سنگ و چوبی؟...نه!

من هم مسلمانی که اللهُ صمد دارد

من شاعری با واژه های نکبتم ، آری

دیوانه ای که شعرهایش بوی بد دارد

 

محمد کاظم محمدی (سروش )


* : این بیت را با ناخنک به یکی از شعرهای فروغ فرخزاد نوشته ام.

شعر تنها صداست که می ماند

(در سرزمین قدکوتاهان

معیار های سنجش

همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند...)


توضیحی کوتاه براین غزل : عزیزی در انجمن ادبی نی ریز شعری را خواند که در آن کلمه ی " شهوتِ پرواز " نوشته شده بود از ایشان اشکال گرفتند که این کلمه مشکل دارد و نباید می آوردید و...

و این اتفاق بهانه ای شد برای ارتکابِ این غزل!

 1457745k8p286od3g.gif

+ نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


 

گُلِ خوشکل

گُلِ خوشکل که همیشه ، یه کرشمه تو نگاته

نمیدونستی که قلبم ، مثِ سایه پابه پاته؟

عاشقت شدم چه آسون ، تو همون ثانیه ای که

شنیدم باگوشای دل ، اون غمی که تو صداته

نفسم تویی که دائم ، یادِ تو با گریه هامه

آخه این هوای خونه ، عطر گرم نفساته

تو با اون ادا وُ نازت ، دلم وُ دیوونه کردی

دلِ صاب مرده ی تنهام ، عاشق وُ مستِ اداته

من وُ زندونی میکردی ، همیشه اون ورهِ پلکت

آخه این عاشقِ تنها ، اسیرِ اون مژه هاته

این وُ گفتم که بدونی ، هنوزم واسم عزیزی

به تو میگم که همیشه ، یه غریبه آشناته

 

محمدکاظم محمدی-سروش

همراه: 09179512422

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


 

 

همچون بم

مرا مردابِ غم کردی و رفتی

اسیرِ غربتم کردی و رفتی

مرا خوش دولتی بود ای گل من

چرا ویران چو بَم کردی و رفتی

 

***

دلداده

همان روزی که من افتاده بودم

برای وصل تو آماده بودم

تو دل کندی ولی این را بدان من

نه یک دل بلکه صد دل داده بودم

محمد کاظم محمدی-سروش

۰۹۱۷۹۵۱۲۴۲۲

 

+ نوشته شده در شنبه 28 دی1387ساعت توسط سروش_گروه مرداب |



خطِّ دنیا اعتباری  خطِ اعتباری که فقط برای موبایل نیست.!گاهی خطِّ دنیا هم اعتباری می شود                

واژه غمناکِ شعرم ، مثل پرواز قناری

می رود این سو وَ آن سو، کنجِ لبهای شعاری

لحظه ی فسخ صداقت ، مزه ی تلخِ خیانت

تیغه ی تیزِ صدایت ، می کُشی مارا تو باری

خنده ی محزونِ مجنون ، سینه ام خونین وُ گلگون

چون شقایق های وارون ، مثلِ مخروبه جداری

صحنه ی مشکوکِ فردا ، جاده ی دلگیرِ دنیا

می رسد طوفانِ سرما ، خطِّ ئنیا اعتباری

خسته ی بوران وُ برفم ، کُشته ی تیزیِ حرفم

پرشده لبریزِ ظرفم ، از خدا هم من فراری

تا کجا در انتظارِ ایستگاهِ زندگانی

تا کجا باید نشستن ، کنجِ دلهای اجاری

گرچه هردم با تو گفتم ، قصه ی عشقت سروشا

من نگویم دیگر ای دل ، بی تو هرگز باتو آری

محمد کاظم محمدی-سروش

MOB:0917 951 2422


دوستی گفت:«عشقم با زخم زبانش مرا آزرد و سرانجام به من خیانت کرد.»

 

این غزل تقدیم به تمام آنهایی که مزه ی تلخ خیانت را چشیده اند.

+ نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


 

تولدت مبارک           میلاد تو، میلاد بهار است.حتی اگر آذر ماه در پاییزباشد

 

 

تولدت مبارک ، عزیزِ مهربونم

تولدت مبارک ، خوشکل وُ همزبونم

 

ستاره ها می رقصن ، فرشته ها می خندن

ترانه ها یه رنگن ، گلهای باغ قشنگن

الهی که عزیزم ، دلِت جوون بمونه

هفت روزِ هفته دِلِت ، از شادیا بخونه

 

تولدت مبارک ، نیلوفرِ عزیزم

فدات بشم الهی ، جونم وُ پات بریزم

 

شمعا رو فوت بکن تا ، هزار سال زنده باشی

الهی که همیشه ، خوشحال وُ خنده باشی

«خاتونِ ماهِ نهم» ، زاده ی ماهِ آذر

دیدی چطور ترانه ، بازم رسید به آخر

 

تولدت مبارک ، عزیزِ مهربونم

تولدت مبارک ، خوشکل وُ همزبونم

تولدت مبارک ، نیلوفرِ عزیزم

فدات بشم الهی ، جونم وُ پات بریزم

محمدکاظم محمدی—سروش

TEL :0917 951 24 22


این اولین سالی ایست که میلاد تو را تبریک میگویم. میدانم  که ترانه ی خوبی نیست و شاید تکراری به نظر بیاید. ولی باور کن تمام فکر و ذکرم را روی این ترانه گذاشته ام!

+ نوشته شده در جمعه 15 آذر1387ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


بوديم و كسي پاس نمي داشت كه هستيم

باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم

 

وعده گاهِ سرد       گفتي : اينجا نيا ! من نمي توانم بيايم           ولي من تنها حرفي از تو را كه بدان عمل نكردم همين بود

شاعري تنهاي تنها

كوله بارش از غزل ها

مي گذشت از كوچه هايِ

مبهم وُ تاريكِ دنيا

در دِلَش بيتوته كرده

واژه هايِ سرد وُ غمها

اندكي لرزيد بر خود

باد وُ باران بود وُ سرما

رفت وُ رفت ، تا اينكه پايش

خسته شد ايستاد آنجا

ساعَتِ خود را نگه كرد

يادش آمد وعده گا را

يا علي گفت وُ گذر كرد

تند وُ تند او كوچه ها را

رفت وُ رفت تا پاي كاجي

بود آنجا آخرِ را

تكيه بر ديوار دادُ

منتظر ماند او همان جا

بادِ سردي مي وزيدُ

زمهَريرِ فصلِ سرما

ساعتش را هِي نگه كرد

مي شمارد لحظه ها را

شب شد امّا او نيامد

تا ببيند رويِ او را

شاعرك نوميد وُ خسته

خواست برگردد از آنجا

ناگهان بر روي ديوار

ديد از او يك نشان را

كاغذِ ترحيم را ديد

آگهي رنگِ كفن ها

نامِ دختر روي آن بود

دختري همشكلِ تارا

لعنتي بر بختِ خود داد

شاعرك برگشت از آنجا

ديده اش خيس وُ دلش خون

عاشقي تنهاي تنها

باز هم او ميگذشت از

كوچه هاي سردِ دنيا

چشم خيسُ پاي خسته

با دلي لبريزِ غمها

                                                 محمدکاظم محمدی--سروش


برای ۱۶ آذر ۸۵ ... روزی که سرطان امانت نداد.

آخرین صفحه از داستان غروب نکن

+ نوشته شده در دوشنبه 4 آذر1387ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


تو همون نیلوفری            باران ترانه های کویری!چه شیرین به غزل های من می نشینی

تو همون ستاره ی روشنِ شبهای غزل

من همون ترانه خونِ گنگِ دنیای غزل

تو همون نیلوفری که من وُ حیرون میکنی

من همون مردابِ عاشق ، مرد تنهای غزل

من همون کابوسِ تاریک ، واسه بد خوابیِ تو

تو همون خواب شیرینی ، تویِ چشمای غزل

من همون قایقِ کُهنَم وسطِ دریا که تو

من وُ غرق می کنی هردم توی دریای غزل

من همون واژه ی مُردَم کنجِ فرهنگِ لغت

توهمون جمله ی خوبی واسه انشای غزل

تو رو دوس داره یه عاشق ، تو رو هرکجا که باشی

اوّلِ بیت ، آخَرِ بیت ، تویِ هرجای غزل

مححدکاظم محمدی ..::سروش::..

TEL: ۰۹۱۷ ۹۵۱ ۲۴۲۲


دوستت دارم! به خدا . هزاران سال است ! باور کن!

+ نوشته شده در جمعه 1 آذر1387ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


 

 

 تنها عكس او ماند                        "بابا" اين كلمه مبهم ترين واژه ي زندگي من است

شبي تاريكُ يادم بوده آنجا

همان جايي كه مردي كرده لالا

همان مردي كه من او را نديدم

همان مردي كه آقا بوده آقا

همان آقا كه تنها عكس او ماند

به آلبوم هاي جاويدانِِ دلها

همان مردي كه فردا را نديده ست

ولي خوابيده در آغوشِ فردا

همان مردي كه يك شب هم نيامد

بخوابم تا ببينم روي او را

همان آقا كه شاعر بود وُ عاشق

همان آقا كه نامش بوده بابا

محمدکاظم محمدی ـ سروش

TEL : 09179512422


تقديم به هزاران جوانه مثل خودم

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


 

ترانه ی مرداب                         تقدیم به آنهایی که  از تنهایی مرداب می هراسند                              

 

هنوز پايِ غزل هام ، جايِ اشكِ تو مونده

هنوز صدايِ گرمت ، ترانمو نخونده

چشام خيسه هنوزم ، دلم مالِ خودم نيس

هنوز تنهايِ تنهام ، كسي دور وُ وَرَم نيس

 

بي تو سكوتِ يخ زده ، هواي خونه ي منه

بي تو كلاغِ روسيا ، ترانمو رگ مي زنه

 

مَنم عاشقِ بي كس ، مََنم مرداب تنها

مَنم تنهاترين عشق ، مَنم بيتابِ فردا

دلم گرفته بازم ، چشام اشكي نداره

يكي نيومد بازم ، برام شادي بياره

 

بي تو سكوتِ يخ زده ، هواي خونه ي منه

بي تو كلاغِ روسيا ، ترانمو رگ مي زنه

محمد کاظم محمدی ..::سروش::.. 


+ نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


 

 

 مرثیه                                    در سوگ خودم

من

حقیر شده ی دستان توام

مضروب شلاق صدایت

 

معدوم می شوم

وقتی که دیگر نگاهم نمیکنی

 

غل نهاده اند

گویی

روی انگشتانم

و دهانم

آنک که دیگر صدایم نمیکنی

                  ***

نابخشوده ی کدامین گناهم

که اینگونه رگ می زنی

ترانه های مرا

 

من

زخم خورده ی قداره ی چشمان توام

 

به تو خو کرده ام

چونان

زنگی ای به تازیانه

 

من

ایمان دارم

به این انزجار

 

و تو آن گول زنی هستی

که مرا به سراب خفقان می برد

 

ومن دانسته و ندانسته

تا ابد

حیله های تورا

گویی ناز تورا

به جان خریدارم!

محمدکاظم محمدی ..::سروش::..


این شعر را از روی سرگذشت یکی از دوستان بهتر از جانم گفته ام!

 

+ نوشته شده در شنبه 18 آبان1387ساعت توسط سروش_گروه مرداب |


 

 

 

          سوگ و سوگند و سکوت                             سکوت در این زمانه نشان هیچ چیز جز قبول بردگی نیست.

..::یغما گلرویی::.. 

قسم به واژه ی خفته تپیده توی گلو

قسم به خون و گلوله نشسته در تن قو

قسم به مرگ قریبِ هزار کودک ناز

قسم به قلب پرستو رسیده بر نکِ باز

قسم به لاله ی بیشه ، قسم به خاره وُ خار

قسم به تیغه ی تیزُ ، قسم به چوبه ی دار

 

بشکن سکوت را که دلها فسرده است

درکنجِ این پنجه نت های مرده است

 

قسم به مین وُ منوّر ، قسم به ترکشِ داغ

قسم به لرزش بچِّه ، بدون نفت چراغ

قسم به مرگِ ترانه درونِ حنجره ای

قسم به بوسه ی سنگی به روی پنجره ای

به جنگ وُ خون وُ جدال وُ گلوله ، تیر وُ تفنگ

قسم به عاشقِ تنها ، قسم به یک دلِ تنگ

 

بشکن سکوت را که دلها فسرده است

درکنجِ این پنجه نت های مرده است.

          محمدکاظم محمدی ..::سروش::..  


ترانه ای برای همه ی عاشقانی  که  سخن در حنجره شان مرده است.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت توسط سروش_گروه مرداب


IRANIAN CONTEMPORARY POETRY
×××
HERE IS EGHLID AND I LOVE YOU
×××
غروب نکن!

غروب تو زایش فاصله هاست!

غروب نکن!

که غروبت این بار دیگر عاشقانه نیست!

غروب نکن!

بی تو فردا دیگر طلوعی ندارد!

غروب نکن...!

×××

در مورد گروه مرداب بگم
من و یک عاشق تنها این گروه رو تشکیل دادیم . به نشان عشق بسیار ساده ای که داریم!
×××
بیوگرافی من:
اسمم محمدکاظم محمدی و تخلص شعری من سروش .
تاریخ تولدم نهم ادیبهشت ماه هزار و سیصد وهفتاد.
محل تولد من یه جایی به اسم اقلید (استان فارس)
در حال حاضر هم دانشجوی رشته ی تکنولوژی کنترل دانشگاه نی ریز هستم.
×××
توضیح :استفاده از اشعار و مطالب این وبلاگ منوط به ذکر نام سراینده و نویسنده میباشد.انتخاب عكس و قالب و بقيه ي ابزار هارو "ن" انجام ميده.
***
دوستون دارم (ن . س . مرداب)
همراه : 09179512422


بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
.BAHAR 20.


لینک روزانه

قالب های بهار-بيست
ایرج جنتی عطایی
شبگویه ( اهورا ایمان )
یغما گلرویی
طعم غزل ( زکریا محمدی )
گولزنا ( علی بهمنی )
سید محمدرضا هاشمی زا ده
سورا ( مجید عابدی )
سرزمین کوچکم ( روح الله احمدی )
بانکول ( عه تا )
شیوا فراز مند
لوح
شعر و شاعری (حسن سلطانی)
دختر مغرور بهار ( محبوبه راهپیما )
عشق علیه السلام (علیرضا غزوه)
مهدی جهاندار
یک جرعه غزل (نغمه مستشار)
سنگچین (سعید بیابانکی)
سالهای تا کنون (عبدالجبار کاکایی)
نی ریز شعر ( سید احمد موسوی مقدم )
من و مترسک ( محدثه خسروی )
زنجره شعر ( سید مهدی موسوی نیا )
دو خط موازی ( مطهره عباسیان )
کوچه های پرواز ( علی سلیمانی )
باغ گیلاس ( مریم کرمانی )
محمد مهنام
مثل همان کودکی ( رضا علی اکبری )
شلمزار ( رضا علی اکبری )
امتیاز وبلاگ من در دهیو
آرشیو پیوند های روزانه


آرشیو مطالب

آبان 1388

مهر 1388

مرداد 1388
تیر 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387


Categories

غزل
رباعی و دوبیتی
ترانه
مثنوی
نیمایی
سپید
موج نو
داستان کوتاه


لینک دوستان

صفحه ي اول وبلاگ
پروفایل من
عاشق تنها
..:: سوپر مارکت سروش ::..
اورکیمین سوزلری - حرفهای دلم
اشك هاي پنهوني
دختر کویر
صفای اشک وفای غم (جواد عزیز )
عشق ( نیلوفر عزیز )
مردی و مردانگی افسانه شد (نگار عزیز)
آهای تو که این همه دوری از من (مریم عزیز)
گیلدا
آلاچیق(فاطمه ی عزیز)
هاست ودامین
شعر نو
انعكاس ( هديه عزيز )
انجمن شاعران
انجمن شاعران قیرو کارزین
درد
فرزند شهيد
قالب های فوق جدید


::...::...::



بازديد سايت


تعداد بازديدها: